مرتضى راوندى
419
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مستضعفين و توده مردم قدمهاى اساسى برداشته شده و بردهفروشى و حكومت سلطنتى و بىتوجهى به حقوق و اختيارات زنان ، تا حد زيادى منتفى شده و در راه باسواد كردن بيسوادان ( اعم از زن و مرد ) و تأمين حقوق فردى و اجتماعى آنان قدمهاى ذيقيمتى برداشته شده است . « ميرزا فتحعلى آخوندزاده در زمرهء نخستين كسانى است كه مصرانه معتقد است كه بايد دادگسترى را از حوزهء نفوذ عناصر ناصالح و مغرض خارج كرد و علم و عقل را از چنگال اوهام و خرافات رها ساخت و حل و فصل دعاوى را به قضاة صالح وزارت دادگسترى واگذاشت . ميرزا فتحعلى به خوبى مىدانست كه قانون اساسى فرانسه را بدون تهيه مقدمات ، نمىتوان در كشور ديگرى جارى نمود . بايد جامعهء ايرانى از بركت علم و دانش ، صاحب بصيرت شود و در سايهء مبارزه و اتحاد و اتفاق و يكدلى ، ستمگران را از مسند حكومت بيرون براند و الا با اندرز و نصيحت ظالم ترك ظلم نخواهد كرد . . . » « 1 » افكار فلسفى جديد در ايران « ميرزا فتحعلى ، نمايندهء تفكر فلسفى و علمى نيمه قرن نوزدهم است ، نيمه قرن 19 عهد اعتقاد به علم بود و آن دوران ، به دنبال عصر روشنگرى ، با پيشرفت علوم طبيعى بوجود آمده بود . تفكر علمى در اوج خود ، چنان شورى افكند كه هاتفانش از « كليساى علم » سخن مىراندند و آن را جايگزين معتقدات پيشين مىشمردند . سعادت سرمدى را در علم ، جستجو مىكردند ، و مدنيت را با معيار علم و صنعت مىسنجيدند . بنياد سياست و ديانت كهن ، كه در قرن هيجدهم با حربهء انتقاد عقل مواجه گشت ، حال با ضربهء مهلك علوم طبيعى برخورد كرد . بنيان فلسفه و منطق اهل مدرسه ، با ترقى حكمت طبيعى و انتشار نظريات دكارت دگرگون گشت . اصحاب اصالت عقل و تجربه ، حكمت ديرين را سراپا باطل شمردند و قوانين نيوتن را حاكم دانستند . آن خردمندان نهتنها اساس عقايد خرافى را تخطئه كردند بلكه كليّه نظريات غيرعلمى را مهمل شناختند . خلاصه آنكه غير از قوانين طبيعى و آنچه عقل و مشاهده و تجربه بياموزد هرچه بود و نبود بىمعنى انگاشتند . . . « 2 » توجه به حقايق علمى ميرزا فتحعلى نمايندهء كامل روح علمى عصر خويش است . . . از نوآوران است و اين معنى را خوب است بدانيم كه پارهيى نظريّات
--> ( 1 ) . همان كتاب ص 163 ( 2 ) . همان كتاب ، ص 163 بهبعد . ( به اختصار )